1800-222-222
contact@clevercoursewptheme.com

۱۲ بهمن ۱۳۹۷

یک لطیفه به نام جشنواره فیلم فجر شهر ما

دوباره بهمن‌ماه شد. دهه فجر. خاطرات بچگی؛ و برنامه‌های بامزه و بی‌مزه تلویزیون. ولی اتفاقی که خیلی هیجان‌انگیز بود و هنوز هم هست جشنواره فیلم فجر است. جشنواره فیلم فجر به‌نوعی تداوم جشنواره فیلم تهران در قبل از انقلاب بود که از سال ۵۱ تا ۵۶ برگزار شد. با شروع انقلاب و توقفی چهارساله دوباره با عنوان جشنواره فجر شروع به کارکرد.

امسال هم نمی‌دانم چندمین شماره از این جشنواره است، ولی به‌نوعی تنها اتفاق مهم سینمایی ایران است. با کلی حاشیه و مسائل ریزودرشت که گویی تمامی ندارد. ولی اتفاقی که برایم من مهم است برگزاری جشنواره در شهرهای دیگر ایران است که از سال‌ها پیش در اصفهان شروع و در دیگر شهرهای ایران ادامه یافت؛ یعنی به‌موازات تهران در سینماهای منتخب فیلم‌های جشنواره در این شهرها نشان داده می‌شود. مردم هم همیشه استقبال شدیدی کرده‌اند. در حدی که سانس‌های شبانه و صف‌های طولانی از مشخصه‌های این جشنواره است. مسئولین هم تا می‌توانند بی‌نظمی می‌کنند. مثلاً شما برای یک فیلم که حدس می‌زنی فیلم خوبی است بلیت می‌گیری و در صف دراز می‌ایستی، ولی ده دقیقه قبل از شروع اعلام می‌شود که فیلم نرسیده و به‌جایش یک فیلم دیگر نمایش می‌دهند. حق اعتراض هم نیست، بالاخره جشنواره فجر است و بی‌نظمی که از مشخصات چندین ساله آن است. به قدمت خود جشنواره.

 

از این بی‌نظمی که بگذریم من هیچ‌وقت طرفدار این جشنواره در شهرهای غیر تهران نبوده‌ام. به نظرم این جشنواره با تهران گره‌خورده است؛ و همین‌طور که از نام قدیمش پیداست «جشنواره فیلم تهران» است. اگر قرار باشد شهرها و علاقه‌مندان به سینما در شهرهای دیگر هم از لذت جشنواره فیلم بهره ببرند راهش این کار نیست. باید جشنواره جدیدی راه‌اندازی کرد. با دیدگاه جدید و هیجان‌های جدید. مشابه جشنواره فیلم کودک اصفهان که قدمتی طولانی دارد. این‌گونه است که شهر به‌صورت مداوم میزبان خواهد بود و برای این میزبانی برنامه‌ریزی می‌کند. مثالش در دنیا زیاد است. جشنواره برلین، جشنواره کن، جشنواره لندن یا آمستردام؛ و ما انتظار نداریم که فیلم‌های جشنواره کن را در پاریس یا مارسی هم تماشا کنیم. اگر اتفاقی در پاریس می‌افتد برای پاریس است و شهر دیگر برای خودش هویت و اعتبار دیگری دارد.

این مشکل به دولتی بودن جشنواره برمی‌گردد؛ و عدم توانایی دولت در برنامه‌ریزی. هرچند این عدم توانایی در برنامه‌ریزی‌های بلندمدت در همه جوانب مملکت خودش را نشان می‌دهد ولی اینجا بحث سینماست؛ و دولت باید تا می‌تواند پایش را از گلیم سینما بیرون بکشد و زیرساخت‌های سینمایی بسازد و بگذارد فیلم‌سازان و افراد مربوطه کارهای خودشان را بکنند. مثل برگزاری جشنواره.

دلیل دومی که دوست ندارم در این جشنواره‌های شهری شرکت کنم و فیلم ببینم، فشار ماراتن‌واری است که باید تحمل‌کنم در دیدن فیلم. چیزی شبیه به مسابقه. دیدن چندین فیلم در یک روز یا حتی روزی یک فیلم کار من نیست. شاید کسی روزنامه‌نگار، منتقد سینمایی و یا… باشد و کارش ایجاب کند که فیلم ببیند، ولی من ترجیح می‌دهم کمی با طمأنینه تر نگاه کنم. کمی مطالعه قبل و بعد از دیدن فیلم را ترجیح می‌دهم. خواندن نشریات بعد از جشنواره را اولویت می‌دهم. نظر خیلی از کارشناسان برایم مهم است. یک تصویری از فیلم می‌دهند. اجازه می‌دهم کنجکاوی‌ام درباره فیلم چند ماه با من باشد تا یک‌شبه شانسی فیلمی خوب ببینم یا شانسم بد باشد.

به‌هرحال علاقه‌ای به نسخه‌پیچی هیچ‌وقت نداشته‌ام. این چند روز دوستان پیگیر بودند که من به جشنواره می‌روم یا نه؟ خواستم اینجا کمی بلند جواب بدهم. فعلاً باید ماهنامه فیلم قبل از جشنواره را مطابق هرسال بخرم و بعد هم شماره بعد از جشنواره. این سنت همیشگی من بوده است.

در این لینک میتوانید لیست جشنواره‌های مختلف جهانی را ببینید.

در این لینک می‌توانید پوستر تمامی‌ دوره‌های جشنواره فجر را ببینید.

ارسال پاسخ